هادی حق شناس کجاست؟




چندهفته پیش به این فکر می کردم که هادی حق شناس نمایندۀ سابقی که معتقد بود "خبرنگاران دوستم دارند" و روزی چند مصاحبۀ داغ و آبکی با خبرنگاران استانی و غیراستانی ترتیب میداد حالا کجاست و چرا دیگه لااقل روزنامه های سوت و کور گیلان خبری ازش نمی گیرن؟ جستجوی اینترنتیم به جایی نرسید تا دو روز پیش که در حال رانندگی و پرسه زدن در شهر دیدمش. حق شناس جزو نمایندگانی بود که ژانر "پرسه زدن بی دلیل در سطح شهر" (بدون هدف و صرفاً برای دیده شدن) رو وارد فاز جدیدی کرد. اما شاید نوع مرکبش بود که حاصلی براش به همراه نیاورد چون متأسفانه مردم انزلی بارها نشون دادن که این شیوه رو بهترین دلیل ِانتخاب فرد اصلح می دونن! از مرحوم آقاسیدنجفی که در خاطرات مردم به عنوان مردی که پیاده از آخرخط تا غازیان می رفت و در مغازه ها می نشست تا کاندیداهای شورا، خیلی ها به همین روش دل مردم رو به دست آوردن. زنجانخواه که عضو ثابت همۀ شوراهای انزلی بوده، اعم رأیش رو مدیون پیاده روی های طولانیش در نقاط پرجمعیت شهره. روان رمضانی قبل از انتخابات اونقدر با دوچرخه شهر رو بالا و پایین رفت تا مردم سابقه ش رو فراموش کنن و با رأی زیاد وارد شوراش کنن. کاظم مینایی که سال گذشته کمر به فعالیت برای خسته بند بسته بود، قبل از انتخابات مجلس زانتیای شیکش رو خانه نشین کرد تا هرروز چندین ساعت با پای پیاده خیابانهای اصلی شهر رو طی کنه و مردم ببیننش!(همه هم از این شیوه نتیجه گرفتن جز حق شناس). شاید اشتباه حق شناس این بود که مثل بیشتر جناح چپی ها بلد نبود و نیست با مردم از موضع برابر برخورد کنه و اگر سلام و علیک روزانه اش از مرز احوال پرسی بگذره، مخاطبش فکر می کنه با حرفهای قلمبه و استدلالهای عددی می خواد برتریش رو به رخ بکشه. یه زمان دیگه درمورد اصلاح طلب بودن یا نبودن حق شناس خواهم نوشت اما با وجود افتراقات فراوانی که حق شناس با اصلاح طلبای واقعی داره، در نقاط منفی و نقاط ضعف به اونها شبیه ِ: همون بی برنامگی، سفسطه، حرفهای کلّی و متناقض که آفت جان اصلاح طلبی شد، در حق شناس هم هست. حق شناس مثل بقیه تکنوکرات های حزب کارگزاران به همون اندازه که در مدیریت های سازمان های دولتی بزرگ تواناست، در ارتباط با گروه های مردمی و سازماندهی های کوچک انسانی ناتوانه. اینجور مدیرا عادت به "تنها فکر کردن" و رفتارهای خرگوشی و زودگذر دارن. اغلب نوع توقعات مردمی رو درست نمی فهمن و نمی تونن متحدان زیادی دور خودشون جمع کنن. بنابراین میشه گفت با این شرایط و وظایفی که نماینده های مجلس ایران برعهده شون هست (و کمتر ربطی به "قانون گذاری" داره) حق شناس آدم مناسبی برای نمایندگی مجلس نبوده و نیست. وقتی 5 سال پیش مردم انزلی بهش رأی دادن، درواقع عملکرد اداره بندر رو در ذهن داشتن و از رقابت خسته کنندۀ شجاع-خسته بند دلزده شده بودن. اما در این دوره دیگه کاندیدای متفاوت و جدیدی نبود تا حس دلزدگی رو تسکین بده. پرحرفی های بی فایده حق شناسی که بیشتر متکلم وحده بود تا گوش شنیدن صدای مردم، شکست سراسری جنبش اصلاحات (که تازه حق شناس اعتقاد نصفه نیمه ای بهش داشت) و از همه مهمتر خاطرۀ ناخوشایند مردم از مواجه رودررو با انصار ِنمایندۀ جوان، از دلایل شکست حق شناس بودن (خود من در دو باری که به دفترش مراجعه کردم، زبان تند و تحقیرآمیز پرسنل جوان دفتر نمایندگیش، متعجبم کرد). حق شناس در ماههای آخر نمایندگی، نشریه ای هم منتشر کرد که کیفیتش نشون می داد پول زیادی از منبعی نامعلوم(!) براش هزینه می شده. اما زبان روزنامه نگاری هم نتونست رابطۀ سرد این مهندس مکانیک متولد صومعه سرا رو با توده های مردم انزلی بهبود ببخشه. حق شناس بعد از انتخابات برای مدتی ناپدید شد و دیگه "موج"ش رو کسی ندید. دیروز از منبعی تأییدنشده شنیدم به عنوان مشاور در سازمان بنادر و کشتیرانی مشغول شده و در تهران به سر می بره تا احتمالاً مثل بقیۀ اصلاح طلبان ِاصولگرا، سال بعد و درصورت کنار رفتن احمدی نژاد پست مهمتری در دولت آینده نصیبش بشه.