امپراطوری بازگیر لرستانی در انزلی
اگر به شما بگن آدمی توانسته در عرض یکسال از مسؤول حراست دامپزشکی لرستان به همه کاره بزرگترین سازمان اقتصادی شمال کشور تبدیل بشه باور می کنین؟
من هم اولش باورم نمی شد اما این آقایی که در عکس می بینین با استفاده از شرایط دولت "هرکیهرکی" احمدینژاد و بیتفاوتی مردم گیلان موفق به این کار شده. عبدالعظیم بازگیر که معاون اقتصادی و عضو هیأت مدیره و قائم مقام مدیرعامل منطقه آزاد انزلیه، نه تنها تحصیلات مرتبط با رشته اقتصاد نداره که حتّی بومی این استان هم نیست که بگیم با استفاده از محبوبیت مردمی به اینجا رسیده (ایشون لر تشریف دارن). چند نفر از پرسنل منطقه آزاد بهم گفتن بازگیر علاوه بر این سه تا پست، چندین پست فرعی دیگه به عنوان عضو و مسؤول کمیسیون های مختلف داره که فیش حقوقیش رو به بیش از 10 منبع در آمد می رسونه!
عبدالعظیم بازگیر با راه انداختن وضعیت امنیتی و حراستی در سازمان منطقه آزاد جوری عمل کرده که اکثر کارمندای این سازمان به خبرچین تبدیل بشن و بتونه هر مخالفی رو برکنار کنه. سطح دخالتهای بازگیر در جزئی ترین امور منطقه آزاد در حدّیه که میشه گفت فیروزآبادی عملاً یک مدیر فرمایشی بیشتر نیست.
در دوره وکالت حق شناس در مجلس، تعدادی از نماینده های استان به این وضعیت مدیریتی منطقه آزاد اعتراض می کنن و تصمیم می گیرن بازگیر رو به نفع مدیری از شرق گیلان، برکنار کنن. اما حق شناس با استفاده از نفوذش در تهران مانع این کار می شه. در جواب این اقدام حق شناس، بازگیر اجازه میده تا یکی از نزدیکان او برای مدتی به معاونت عمرانی منطقه آزاد منصوب بشه. شخصی که آخرین مدیر ارشد انزلیچی در سازمان منطقه آزاد انزلی به شمار می ره: حبیب پورباقی. (سرانجام پورباقی در اواخر دوره نمایندگی حق شناس برکنار می شه). بعد از حق شناس که سیاست امتیازدهی و امتیازگیری رو پیشه کرده بود، نماینده جدید انزلی روش "توپ و تشر" رو انتخاب می کنه. حسن خستهبند از ابتدای دوره خط و نشون می کشه که اگه مدیران منطقه آزاد به خواسته هاش (از جمله: دادن پست مدیریت به نقیبالحسینی - سردبیر اجرایی ماهنامه قوی سپید) گردن نزارن، همشونو برکنار می کنه. غافل از اینکه نفوذ فیروزآبادی و بازگیر در دستگاه ریاست جمهوری خیلی بیشتر از خسته بنده و اونها به راحتی انزلی و نماینده جدیدش رو برای همیشه از بازی بیرون می کنن. بازگیر هم برای محکم کاری و داشتن پشتوانه بومی، خودش رو تو بغل نماینده گروه آیت ا... قربانی میندازه. نماینده قربانی ها در منطقه آزاد (آخوندزاده ای که مدیرکل املاکه) برای امتیازگرفتن غیر از تثبیت شریک قدیمی خودش (ضیانژاد) در معاونت عمران (که در پست قبلی راجع بهش توضیح دادم)، همشهری ِدیگه ای به نام بهمن مهربان رو به معاونت برنامه ریزی منطقه آزاد می رسونه. بازگیر هم برای بهتر کردن تصویرش در ذهن گیلانی ها، با امکانات دولتی کتاب شعری چاپ می کنه در وصف میرزا کوچک خان جنگلی! جالب اینجاست که مقدمه این کتاب رو جناب آیت ا... قربانی مینویسه!! و همه رو توصیه می کنه به خواندن کتاب بازگیر!
حسن خسته بند پس از شکست برنامه ش، شورا و مردم روستای حسن رود رو به ایستادن در مقابل فعالیت های منطقه آزاد تشویق می کنه و در الحاق یکی از زمینهای روستا به شهرک صنعتی، روستاییان با پرسنل منطقه آزاد درگیر می شن و کار به خشونت میکشه. بعد از این جریان بازگیر (که گفته میشه همیشه دشمنی شخصی زیادی با روحیات انزلیچی ها داشته)، به طور کامل بر خر مراد سوار می شه. زنش رو از لرستان به رشت میاره و با اضافه کردن یک پست مندرآوردی به چارت اداری سازمان منطقه آزاد، اونو که قبلاً هیچ تجربه مدیریتی نداشته به "مدیریت امور بانوان" منطقه آزاد می رسونه!! جالبتر اینجاست که همسر بازگیر حاضر نمیشه در انزلی ساکن بشه و برای اینکه هر روز صبح مجبور نباشه مسافت طولانی محله گلسار رشت تا جفرود انزلی رو طی کنه، ساختمانی در همان گلسار می گیرن و این واحد اداری جدا از تمام واحدهای اداری منطقه آزاد انزلی(!) و در رشت شروع به فعالیت می کنه!!! مسخره گی این اقدام اونقدر زیاد بوده که بقیه مدیران جرأت پیدا می کنن در مقابل ندیدن شتر، زبان به گرفتن امتیاز باز کنن. مهربان (معاون برنامه ریزی) به سرعت چندین نفر از بستگان و آشنایانش رو به استخدام سازمان منطقه آزاد در میاره و پورمحمد (معاون اداری و مالی) هم باجناق خودش رو به ریاست شرکت توسعه سرمایه گذاری گیلان (بزرگترین شرکت زیرمجموعه سازمان منطقه آزاد) می رسونه!! تنها معاونی که از این موقعیت امتیاز نمی گیره، ضیانژاده که گفته میشه به خاطر موقعیت تازه متزلزل شدش نیازی ندیدن بهش امتیاز بدن. گفته میشه که ضیانژاد به خاطر کارشکنی جزیی در روند سودجویی شرکتی به نام "آبرود" مورد غضب قربانی قرار گرفته و از جانب تنها حامیش طرد شده. "آبرود" که گویا سوءاستفاده های عجیب و غریبی در منطقه آزاد داره علاوه بر ارتباط مستقیم با پسر قربانی، توسط یکی از سپاهی ها، بر فیروزآبادی هم نفوذ فوق العاده ای داره!
در جریان انتقال ملوان به منطقه آزاد، بازگیر مخالف اصلی بوده که تا جایی که توانسته این مخالفت خود را علنی هم نشان داده. (گفته می شه در طول این چندسال بازگیر با هرگونه حمایت منطقه آزاد از تیم های ورزشی انزلی به شدت مخالفت بوده). اما در زمان سفر دوم احمدی نژاد به گیلان، فیروزآبادی که از دوستان مورد اعتماد احمدی نژاد (از زمان شهرداری تهران) به شمار میره، رئیس جمهور رو مجاب کرده که اختصاص دادن چند میلیارد از درآمدهای کلان منطقه آزاد در محدوده بندری انزلی (درآمدهایی که به قیمت تحمل ترافیک کامیونها و تریلی ها و از بندر قدیمی انزلی نصیب سازمان منطقه آزاد میشه) به باشگاه ملوان، می تونه رأی انزلیچی ها را در انتخابات آینده به احمدی نژاد اختصاص بده! و اینچنین رئیس جمهوری که حاضره میلیاردها تومن هم برای چند رأی بیشتر هزینه کنه، دستور مستقیم به این کار میده.
داستان عبدالعظیم بازگیر در منطقه آزاد انزلی، داستان غم انگیز گیلانی هایی ست که به راحتی خریده و فروخته می شن. چند روز پیش شنیدم که فیروزآبادی و بازگیر و علیزاده (هیأت مدیره منطقه آزاد انزلی) -آسوده خیال از بیتفاوتی انزلیچی ها- نامه ای به مقامات بالاتر نوشتن تا تأییدیه تغییر نام منطقه آزاد انزلی به "منطقه آزاد گیلان" یا "منطقه آزاد کاسپین" رو بگیرن!
من هم اولش باورم نمی شد اما این آقایی که در عکس می بینین با استفاده از شرایط دولت "هرکیهرکی" احمدینژاد و بیتفاوتی مردم گیلان موفق به این کار شده. عبدالعظیم بازگیر که معاون اقتصادی و عضو هیأت مدیره و قائم مقام مدیرعامل منطقه آزاد انزلیه، نه تنها تحصیلات مرتبط با رشته اقتصاد نداره که حتّی بومی این استان هم نیست که بگیم با استفاده از محبوبیت مردمی به اینجا رسیده (ایشون لر تشریف دارن). چند نفر از پرسنل منطقه آزاد بهم گفتن بازگیر علاوه بر این سه تا پست، چندین پست فرعی دیگه به عنوان عضو و مسؤول کمیسیون های مختلف داره که فیش حقوقیش رو به بیش از 10 منبع در آمد می رسونه!
عبدالعظیم بازگیر با راه انداختن وضعیت امنیتی و حراستی در سازمان منطقه آزاد جوری عمل کرده که اکثر کارمندای این سازمان به خبرچین تبدیل بشن و بتونه هر مخالفی رو برکنار کنه. سطح دخالتهای بازگیر در جزئی ترین امور منطقه آزاد در حدّیه که میشه گفت فیروزآبادی عملاً یک مدیر فرمایشی بیشتر نیست.
در دوره وکالت حق شناس در مجلس، تعدادی از نماینده های استان به این وضعیت مدیریتی منطقه آزاد اعتراض می کنن و تصمیم می گیرن بازگیر رو به نفع مدیری از شرق گیلان، برکنار کنن. اما حق شناس با استفاده از نفوذش در تهران مانع این کار می شه. در جواب این اقدام حق شناس، بازگیر اجازه میده تا یکی از نزدیکان او برای مدتی به معاونت عمرانی منطقه آزاد منصوب بشه. شخصی که آخرین مدیر ارشد انزلیچی در سازمان منطقه آزاد انزلی به شمار می ره: حبیب پورباقی. (سرانجام پورباقی در اواخر دوره نمایندگی حق شناس برکنار می شه). بعد از حق شناس که سیاست امتیازدهی و امتیازگیری رو پیشه کرده بود، نماینده جدید انزلی روش "توپ و تشر" رو انتخاب می کنه. حسن خستهبند از ابتدای دوره خط و نشون می کشه که اگه مدیران منطقه آزاد به خواسته هاش (از جمله: دادن پست مدیریت به نقیبالحسینی - سردبیر اجرایی ماهنامه قوی سپید) گردن نزارن، همشونو برکنار می کنه. غافل از اینکه نفوذ فیروزآبادی و بازگیر در دستگاه ریاست جمهوری خیلی بیشتر از خسته بنده و اونها به راحتی انزلی و نماینده جدیدش رو برای همیشه از بازی بیرون می کنن. بازگیر هم برای محکم کاری و داشتن پشتوانه بومی، خودش رو تو بغل نماینده گروه آیت ا... قربانی میندازه. نماینده قربانی ها در منطقه آزاد (آخوندزاده ای که مدیرکل املاکه) برای امتیازگرفتن غیر از تثبیت شریک قدیمی خودش (ضیانژاد) در معاونت عمران (که در پست قبلی راجع بهش توضیح دادم)، همشهری ِدیگه ای به نام بهمن مهربان رو به معاونت برنامه ریزی منطقه آزاد می رسونه. بازگیر هم برای بهتر کردن تصویرش در ذهن گیلانی ها، با امکانات دولتی کتاب شعری چاپ می کنه در وصف میرزا کوچک خان جنگلی! جالب اینجاست که مقدمه این کتاب رو جناب آیت ا... قربانی مینویسه!! و همه رو توصیه می کنه به خواندن کتاب بازگیر!
حسن خسته بند پس از شکست برنامه ش، شورا و مردم روستای حسن رود رو به ایستادن در مقابل فعالیت های منطقه آزاد تشویق می کنه و در الحاق یکی از زمینهای روستا به شهرک صنعتی، روستاییان با پرسنل منطقه آزاد درگیر می شن و کار به خشونت میکشه. بعد از این جریان بازگیر (که گفته میشه همیشه دشمنی شخصی زیادی با روحیات انزلیچی ها داشته)، به طور کامل بر خر مراد سوار می شه. زنش رو از لرستان به رشت میاره و با اضافه کردن یک پست مندرآوردی به چارت اداری سازمان منطقه آزاد، اونو که قبلاً هیچ تجربه مدیریتی نداشته به "مدیریت امور بانوان" منطقه آزاد می رسونه!! جالبتر اینجاست که همسر بازگیر حاضر نمیشه در انزلی ساکن بشه و برای اینکه هر روز صبح مجبور نباشه مسافت طولانی محله گلسار رشت تا جفرود انزلی رو طی کنه، ساختمانی در همان گلسار می گیرن و این واحد اداری جدا از تمام واحدهای اداری منطقه آزاد انزلی(!) و در رشت شروع به فعالیت می کنه!!! مسخره گی این اقدام اونقدر زیاد بوده که بقیه مدیران جرأت پیدا می کنن در مقابل ندیدن شتر، زبان به گرفتن امتیاز باز کنن. مهربان (معاون برنامه ریزی) به سرعت چندین نفر از بستگان و آشنایانش رو به استخدام سازمان منطقه آزاد در میاره و پورمحمد (معاون اداری و مالی) هم باجناق خودش رو به ریاست شرکت توسعه سرمایه گذاری گیلان (بزرگترین شرکت زیرمجموعه سازمان منطقه آزاد) می رسونه!! تنها معاونی که از این موقعیت امتیاز نمی گیره، ضیانژاده که گفته میشه به خاطر موقعیت تازه متزلزل شدش نیازی ندیدن بهش امتیاز بدن. گفته میشه که ضیانژاد به خاطر کارشکنی جزیی در روند سودجویی شرکتی به نام "آبرود" مورد غضب قربانی قرار گرفته و از جانب تنها حامیش طرد شده. "آبرود" که گویا سوءاستفاده های عجیب و غریبی در منطقه آزاد داره علاوه بر ارتباط مستقیم با پسر قربانی، توسط یکی از سپاهی ها، بر فیروزآبادی هم نفوذ فوق العاده ای داره!
در جریان انتقال ملوان به منطقه آزاد، بازگیر مخالف اصلی بوده که تا جایی که توانسته این مخالفت خود را علنی هم نشان داده. (گفته می شه در طول این چندسال بازگیر با هرگونه حمایت منطقه آزاد از تیم های ورزشی انزلی به شدت مخالفت بوده). اما در زمان سفر دوم احمدی نژاد به گیلان، فیروزآبادی که از دوستان مورد اعتماد احمدی نژاد (از زمان شهرداری تهران) به شمار میره، رئیس جمهور رو مجاب کرده که اختصاص دادن چند میلیارد از درآمدهای کلان منطقه آزاد در محدوده بندری انزلی (درآمدهایی که به قیمت تحمل ترافیک کامیونها و تریلی ها و از بندر قدیمی انزلی نصیب سازمان منطقه آزاد میشه) به باشگاه ملوان، می تونه رأی انزلیچی ها را در انتخابات آینده به احمدی نژاد اختصاص بده! و اینچنین رئیس جمهوری که حاضره میلیاردها تومن هم برای چند رأی بیشتر هزینه کنه، دستور مستقیم به این کار میده.
داستان عبدالعظیم بازگیر در منطقه آزاد انزلی، داستان غم انگیز گیلانی هایی ست که به راحتی خریده و فروخته می شن. چند روز پیش شنیدم که فیروزآبادی و بازگیر و علیزاده (هیأت مدیره منطقه آزاد انزلی) -آسوده خیال از بیتفاوتی انزلیچی ها- نامه ای به مقامات بالاتر نوشتن تا تأییدیه تغییر نام منطقه آزاد انزلی به "منطقه آزاد گیلان" یا "منطقه آزاد کاسپین" رو بگیرن!
×
×
ممنونم از همه کسانی که برای کسب اطلاعات از منطقه آزاد کمکم کردن. مخصوصاً از هموطنانی که هیچ عرقی به انزلی ندارن و فقط به خاطر دفاع از حقیقت حاضر شدن خودشونو به خطر بندازن و باهام تماس بگیرن





بدون نظر
شما هم نظر بدهید